ازدواج جوانها

سنم بالا رفته هنوز مجردم!!۱

شهریور ۱۱م, ۱۳۹۴

من دختری ۳۲ساله هستم،لیسانس دارم مشغول بکار هستم از شغلمم راضی هستم ،هنوز مجردم بااینکه ظاهر و خانواده خوبی دارم اما همه خواستگارانم وقتی سنم را میپرسند دیگه میرند و بر نمیگردند،قیافه ام از سنم کمتر میزنه در اصطلاح میگند تر گل ور گلم ولی حاضر نیستند که باهام ازدواج کنند،دارم ناامید میشم منم دوست دارم به سنت پیامبر عمل کنم.
مادرم درجریان مورد دوم در خواب بهش الهام شد ک من دختر نیستم و اینکه بهش گفته شده بود ک من دیگه نباید آبروی خوذم رو ببرم
پیش مشاور هم که رفتم گفت شما توبه کردی ولازم نیست این جریان رو بگی
ولی بنظر غیرممکن میاد
من طبق نظر دیگران دختر زیبایی هستم و از کمالات زیادی برخوردارم و از طرفی خودم تمایل زیادی به ازدواج دارم وگرنه بیم دارم بازهم وارد رابطه احساسی بشوم و ضربه بخورم
از طرفی از زمانی ک مادرم فهمیده دلهره ای دیگر به دغدغه هایم اضافه شده
خواستگاران فراوان و بعضا خوبی هم دارم
لطفا مرا راهنمایی کنید
باید چه کنم؟
ممنون
گفتین جوونهای ما اراده ندارن که خیلی دلم سوخت. حالا درسته یه سری استثنا هست ولی کیه که از ازدواج بدش بیاد. با این هزینه های کمر شکن شماها به ما پیشنهاد چاره جویی میدین ! من با ۲۷ سال سن اگه میتونستم مشکل ازدواح رو حل کنم که الآن اینجا نبودم.
وقتی من با تمام تلاشی که کردم تو زندگی و حالا بابام و اطرافیانم هیچ توجعی نمیکنن و اصلا آدم حساب نمیکنن باید به چی دل خوش باشمسلام اقای محترم شما مگه میتونی وارد رابطه ای بشی که گناه الود نباشه ؟ حالا گفتید حرف گناهش رو نزنیم پس رضایت خدا به کنار، اینو از این لحاظ میگم که وقتی از یه خانومی خوشتون بیاد که بخواید دوست بشید از همون اول علاقه و احساس هست و احساس جلوی عملکرد عقلو میگیره، چرا نباید از راه درستش جلو برین؟ بقیه هرکاری میکنن گردن خودشون، ادم نباید به این فکر کنه چون بقیه با دوستی ازدواج کردن و خوشبخت شدن شماهم از این راه برین جلو، خوب شما میتونید برای شناخت بیشتر قبل عقد صیغه کنید و محرم بشید که حرف زدنهاتون گناه نداشته باشه، چند ماه رفت و امد کنید، حالا اگرم مخالف صیغه اید تو رفت و امدهای خانوادگی رفتارهاشو زیرنظر بگیرید، شما میگید چرا کسی نیست که عاشقش باشید بنظرمن چون هنوز اونی که خدا براتون در نظر گرفته پیداش نشده، نا امید نباشید انشالله با پاکی خدا بهترین ها رو نصیبتون میکنه.
و ضروری است که شما می فرمایید متناسب هستید. پس از این جهت مشکلی نیست و عقلانی است.اما اینکه می فرمایید، ایشان دو سال دیگر و شما ۱۴ سال دیگر شانس زندگی دارید؟! خودتان می دانید این حرف و معیار اصلاً عَقلانی و حتی علمی نیست.کوتاه و طولانی بودن عمر در دست خداست و بعضی حتی تا بیش از صد سالگی با صحت و سلامت زندگی می کنند و بعضی در سن پایین هم نیاز به پرستار دارند. بنابراین این احتمال را بدهید که شاید ایشان چند سال دیگر، نیاز به پرستار داشته باشد؛ به صِرف احتمالِ پرستاری کردن در آینده، خواستگار را رد نکنید. لذا با ایشان بیشتر صحبت کنید و از بیماری و… بپرسید. ناگفته نماند معمولا قند، فشار خون و چربی برای بالای شصت امر عادی است.ضببین هما خانم بعضی وقتا ادم به یکی چندین دفعه فرصت جبران میده اما بازم اگر اشتباه کرد ته دلش دوست داره بازم بهش فرصت بده.اما یکوقت دیگه هست به یک نفر چندین بار فرصت دادی و دیگه خسته شدی جوری که نمیتونی تحمل کنی و میگی عطایش را به لقایش بخشیدم اونوقت دیگه باید به هر قیمتی دل کند و رفت وسلام علیکم، علت خاصی نداشت، شاید تنها دلیلش این بود که احساس کردم مردی لایق است و می توانم از پس این زندگی بر بیایم و شرط خاصی نداشتم، او ابتدا دلیلشرا از این ازدواج مسایل جنسی بیان کرد و همچنین تمایلش برای داشتن فرزندان بیشتر.
در نزدیکی خانه همسر اولش برای من خانه ای اجاره کرده، وقتی پیش منه، یک شب در میان پیشمه البته گاهی اوقات بیشتر میشه، اما ناراحتی بیشتر من اینه که وقتی پیشمه خانواده اش به نوبت باهاش تماس می گیرند و صحبت می کنند
در ضمن گفتم مسئله تنهایی و مشکلات مالی هم مرا رنج میده!
بهتر است به این ارتباطها(هر چند در حد نگاه کردن یا یک پیامک) خاتمه بدهید و اگر ایشان تقاضای ارتباط و دوستی کردند به او بگویید به این ارتباط ها خوش بین نیستی و اگر واقعا قصد ازدواج دارد، از طریق خانواده اقدام کنند،برای اینکه متوجه منظورشان بشوید،شما با او کلا قطع ارتباط یه داستانی هستن که احتمالا شندین اینکه: شما وقتی که وارد یه ورزش میشی استادت ازت خوشش میاد و میبینه که توانش رو داری بین شاگردهاش بیشترین فشار رو به شما میاره شما اولش فکر میکنی که از روی دشمنی یا چیز دیگه ای هست ولی وقتی که حرفه ای شدین میفهمین که چقدر در حقتون لطف کرده که اینقدر بهت فشار اورده که در مسابقات به راحتی اول میشی. این تعبیر من از سختی های هست که هر روز متحمل میشم میگم خدا حتما خیلی دوستم داره که اینقدر داره بهم سخت میگیره به شما هم پیشنهاد میکنم نوع دیدیت به زندگی رو عوض کنی
راجب به ازدواج هم به نظرم باید دنبال یک هم قدم،همراه، بگردی یکی با همین وضع قبولت تا با کمک همدیگه زندگیتونو بسازین پیدا کردنش خیلی سخته ولی ارزش وقت گذاشتن برای گشتن رو داره
ت عزیز شما اول راه جوونی هستی، فکر کردی همه چی تو ازدواجه؟ هر کی ازدواج کرد خوشبخت شد؟تو الان باید توی مسافرت و گردش و تفریح و بگو بخند با دوستات باشیازدواج یه تعهد سنگینیه که تا واردش نشی متوجه نمیشی، بچه بازی که نیستتو از ازدواج فقط سکسشو میبینی و بوس بوس کردنشو میبینیتو این دوره اینقدر انزوا ایجاد شده با این اینترنت و گوشی و اینقدر هم اطلاعاتی که نباید بدونن دارن که دچار بلوغ زودرس میشن و پسر ۱۷ ساله میخواد زن بگیره و به اصطلاح عرایش به جنس مخالف چه در پسر و چه در دختر در اوایل جوانی امری طبیعیه و این کشش به خاطر امر مقدس ازدواجه این در حالیه که اگه انسان مراقب نباشه و به جای رفتارهای عاقلانه به هوی و هوس خود توجه کنه علاوه بر گرفتار شدن در گناه احتمال خراب شدن زندگی آینده وی نیز وجود داره که در این مورد(ضربه های دوستی قبل از ازدواج) توی همین سایت زیاد مطرح شده و خیلی از مراجعین درخواست مشاوره داشته انددر مورد این مسئله نیز چند نکته را در نظر داشته باشید:۱- در بسیاری از موارد میان دختر و پسر قبل از ازدواج عشق و علاقه ایجاد شده اما هنگام اقدام برای ازدواج به موانعی از قبیل مخالفت والدین،اختلاف فرهنگی، نداشتن شرایط ازدواج و… مواجه شده اند و ضربه بزرگی به هر دو وارد کرده است حتی در برخی موارد مشاهده شده که این دوستی ها محدود به خود دو نفر نبوده بلکه با چندین نفر در ارتباط دوستی بوده‌اند که این خود مشکل بزرگتری برای طرف مقابل ایجاد میکند.۲- برای ازدواج حتما ملاکهای اصلی (یعنی ملاکهایی که برای شما قابل چشم پوشی نیست و حتما باید در فرد مورد نظر وجود داشته باشد) و ملاکهای ترجیحی(یعنی ملاکهایی که اگر در فرد مورد نظر شما وجود داشته باشه بهتره و الا اگر هم نباشه میتوان با آن کنار آمد) را مشخص کنید و قبل از اینکه بخواهید به کسی دل ببندید در جستجوی ملاکها باش
اگرم نگرانی تون از این نظره که شناخت کافی نسبت به دخترها و روحیات زنانه ندارید، تواین زمینه خوندن کتابهای روانشناسی که درباره تفاوت های روحیات زنها و مردها نوشته شده و همچنین داشتن ارتباط اجتماعی بالا میتونه مشکل تون رو حل کنه و تاحد زیادی کمک تون کنه
درمورد زندگی بدون عشق هم موافقم که بی روح و بی رنگه به قولی: زندگی بدون عشق مثل چایی بدون قنده، تلخ باید نوشید:-)
ولی خب عشقی که آلوده به دوستی و روابط عاطفی خارج از چارچوب باشه، چه ارزشی داره؟!!!! همه انسانها احتیاج دارن که کسی رو عاشقانه دوست داشته باشن و همچنین توسط تون شخص دوست داشته بشن ، عشق بدن و عشق دریافت کنن. ، ولی همچنین رابطه ای تنها درقالب ازدواج هست که ارزش داره و زیباست وگرنه جز سراب چیزی نیست
شماهم دنبال یه فرد مناسب و.مطابق معیارهاتون برای ازدواج باشید ، نگران شناخت هم نباشید چون تو مراحل خواستگآری تحت نظر خانواده ها و نامزدی، فرصت کافی برای آشنایی دارید و نیازی به دوستی قبل از ازدواج و تحمل آسیبهای اون نیست
امیدوارم هرچه زودتر یه عشق واقعی و پاک رو تجربه کنید موفق باشی که تو دانشگاه با حلقه اومد اون دختر تا حلقه رو دید رنگش سرخ شد و خیلی ناراحت و کلاسو ترک کرد و تا چند جلسه کلاسارو نمیاومد یا اگر می اومد دیر میاومد و زود میرفتهمه اینها رو اولا اینکه وقتی حرف میزنی یه مقدار متوجه باش چی میگی بخصوص که اینجا مینویسی بعدش میتونی یه دور بخونی ببینی چی نوشتی! یعنی چی که افراد این سایت افسرده اند!!؟ دوما اینکه پیشنهاد میکنم بی خیال ازدواج نشو منم مثل تو بودم چندسال اینقدر درگیر درسو کار شده بودم واینقدر احساس موفقیت داشتم که اصلا به ازدواج فکر نمیکردم و فلسفه و مفهوم ازدواج گنک بود برام. ولی الان ازین موفقیتها اشباع شدم وفهمیدم که ازدواج یه نیازه بالاخره خدا ادم رو به دو جنس افریده پس باهر کاری خودتو مشغول و سرگرم کنی بازم یه آنجایی که قصد ازدواج با شما را ندارد و صراحتا هم درباره این موضوع باشما صحبت کرده است، پس چه دلیلی دارد که شما همچنان با او رابطه دارید؟! از طرفی ادامه دادن این رابطه مسأله را حل نمی‌کند در حالی که قطع ارتباط چه بسا منجر به این شود که بیشتر روی موضوع ازدواج تأمل کند. این نکته را همیشه در نظر داشته باشید که همواره پسر طالب است و دختر مطلوب؛ لذا اینکه در دسترس او باشید وضعیت شما را تغییر نمی‌دهد.از سویی دیگر اختلاف ۱۳ سال میان شما بسیار بالاست و خیلی هم نمی‌توان خوشبینانه به این قضیه نگاه کرد. زمانی می‌توان توصیه به چنین ازدواجی کرد که طرفین به دور از هرگونه احساسات و عواطف آنی همدیگر را بخاطر تفاهم و تناسب فکری، اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی و خانوادگی انتخاب کرده باشند و از جهت سلیقه و میزان درک و مهارتهای زندگی اختلاف زیادی نداشته باشند.بنابراین اگر با ایشان رابطه دارید و به امید اینکه با او ازدواج کنید این رابطه را حفظ کرده‌اید، باید عرض کنم که سخت در اشتباهید؛ زیرا ازیک طرف فردمذکور قصد ازدواج با شما را(به هردلیلی) ندارد و از طرفی از آنجایی که در دسترس او هستید و نظرش تغییر نکند و باعث می‌شود که جای طالب و مطلوب هم عوض شود، امّا اگر تصمیم بگیرید که این رابطه را قطع کنید از یک طرف امید اینکه این موضوع باعث تحریک او شود و چه بسا منجر به این شود که بیشتر روی موضوع ازدواج فکر کند و نظرش تغییر کند، وجود دارد. از طرفی دیگر اگر هم واقعا این قطع ارتباط تاثیری در تصمیم فرد نداشته باشد در نهایت چیزی را ازدست نمی‌دهید و زودتر تکلیفتان مشخص می‌شود و بیخودی وقت و انرژی خود را هدر نخواهید داد.با آرزوی موفقیت
ین دلیل فکر کردم احسان جان چون اولا همه ما انسانیم و اشتباه میکنیم و ثانیا در شرایط روحی بسیار بدی بودم که هر تصمیمی میگرفتم اشتباه بود. بهمین دلیل مشاور رفتم که فردا روزی بگم نه باز فکر و خیال نیفته جونم بگم خب منم اشتباه کردم و میرفتم طرفش باز )‌
چیزی که برام مهمه تجربیات بقیه است و اینه اگه قرار بر مثلا بخشیدن و رفتن به این زندگی باشه لازمه اش چیه؟ چه کارهایی باید کرد؟ چیارو انجام نداد؟ راه درست رفتاری و فکری و احساسیش چیه…..شان با مراسم ازدواج مخالف نیستند؛ بلکه می‌گویند ساده بگیر تا پس انداز کنی. با توجه به درآمد و حقوق پایین همسرت و با عنایت به اینکه آغاز خوش زندگی است، عاقلانه‌تر این است که مراسم ساده عروسی بگیرید و این کار ثمرات مادی و معنوی فراوانی دارد. مثل: احترام به بزرگترها، قناعت، پیروی از له ایشون قبل این رابطه بمن گفتن و همینطور که توضیح دادم از طرق مختلف سعی کردم واقعیت و بفهمم و تا حد خیلی زیادی فهمیدم.ایشان اصلا اون شخصیت که شما میگی و با چند نفرو نداشته و ندارن و لی این قضیه تو زندگیشون اتفاق افتاده و منکرشم نمیشه شد. میخوام بدونم چرا سابق؟ دلیل جداییتون همین مسله بود؟ مشکلاتتون چی بود؟ اگه فرض کن شرایط منو با همینا که گقتم داشتی چی؟
ممنونم میشم توضیح بدی
نهایتا این که تاخیر از دواج به خاطر نداشتن خونه و مشکلات اقتصادی ناشی از ضعف ایمان هست و بس والا انسان مسلمان وخدا پرست نباید به خاطر این مسائل جابزنه …. امید وارم با امید به خدا ..تاکید میکنم امید به خدا مشکلات اقتصادیتون یکی پس از دیگری حل بشه وازدواج رو به خاطر این مشکلات به تاخبر نندازید ….برای جوانان هستند و باید در امر مهم و خطیر ازدواج دخیل و ناظر باشند.
علاقه پسر به دختر زمانی قطعیت پیدا می کند که از هم اکنون قطع ارتباط شود و رسماً برای خواستگاری و ازدواج اقدام کند و تا زمانی که به دختر وعده و وعیدِ امروز و فردا می‌دهد، هیچ اعتماد و اطمینانی به ایشان نیست و فقط تنها راه اثبات حقیقت، خواستگاری به همراه خانواده است.
یقیناً تنهایی پسر در شهر غریب و نیاز عاطفی و جنسی، انگیزه‌ی ادامه ارتباط حرام شده است و فی الفور باید ارتباط قطع شود و اگر زودتر اقدام نکند حتماً به ارتباط فیزیکی و … خواهد رسید که در آن زمان برای مشاوره هم خیلی دیر شده است.خواندن ادعیه‌های وارده به خصوص دعای توسل و دعای کمیل، خواندن اذکاری همچون صلوات، استغفرالله ربی و اتوب الیک، ارتقاء دهید.هرچه زودتر با فرد مناسب ازدواج کنید؛ چون اولا: محبت جدید محبت قبلی را کم رنگ می‌کند ثانیا: نیاز شما را به عشق و محبت جنس مخالف رفع می‌کند.شما باید به این هم توجه کنی که شما به او علاقه مند بودی اگر خواستگاری می رفتی جواب او هم مثبت بود؟ و یا خانواده ها موافقت می کردند؟ یا اینکه شاید از نظر آزمایش خون به مشکل می خوردید؟ و دلایل دیگر که شاید باز با خواستگاری هم به او نمی رسیدید.صبوری هست که میشه حلش کرد در وجودشان رونق داده و برای موفقیت های بیشتر آماده سازی نمائید.در پست های قبل نیز در باب عصبانیت و پرخاشگری همسران تذکر دادیم که :چون در دوران عقد هره طرف مقابل تاحدی که به دل بشینه و تمایل به برقراری رابطه عاطفی با ایشون رو در آدم ایجاد کنه ، واقعا مهمه و حتما باید در ازدواج لحاظ بشه ولی نباید تو این زمینه دچار وسواس شد و بیش از حد سختگیری کرد
به نظرمن هدف اصلی از ازدواج تکامله، ازدواج یکی از مراحل اصلی تکاملی انسانهاست و بدون آن طی مسیر تکامل و رسیدن به خدا بسیار دشوارتره، ضمن اینکه همه انسانها برای رسیدن به آرامش حقیقی نیاز به ازدواج دارن و خداوند زن و مرد رو مایه آرامش همدیگه قرار داده
درمورد تحصیلات هم فقط باید کفویت تحصیلی دختر و پسر تا حدی درنظر گرفته بشه و اختلاف خیلی زیاد باهم نداشته باشن
موفق باشیدر قرآن فراوان است و مفهومش این است که خداوند انسان را جفت آفریده و از آموزه های دینی نیز استفاده می‌شود که راه رسیدن به کمال در دنیا و آخرت فقط جفت شدن و ازدواج است.زنی از امام باقر علیه السلام پرسید که می‌خواهم بدون ازدواج به کمال برسم که امام علیه السلام در جوابش فرمودند: این کار را نکن، اگر عدم ازدواج کمال و فضیلتی داشت، زهرای اطهر برای درک این فضیلت و برتری از تو شایسته تر بود[بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۱۹٫]؛ یعنی اگر عدم ازدواج برتری داشت الگوی زنان عالم که فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشند ازدواج نمی‌کردند؛ در حالی که همه می‌دانیم در سن ۸ سالگی به عقد امیر مومنان در آمدند و اهل بیت علیهم السلام الگو و اسوه برای تمام مسلمانان هستند.V عالم. این مطلب را اسلام جلوتر از روانشناسان غربی اثبات و بیان کرده ادرباره انزال زودرس این نکته را عرض کنم که طبیعی است یکی از پیامدهای خودارضایی همین انزال زود رس است که فرد دچار آن می‌شود. انزال زودرس معمولا در افرادى که مبتلا به خودارضایى به مدت طولانى یا به دفعات زیاد مبتلا هستند دیده مى‌شود، بدین معنى که با کوچکترین تحریک شهوت آلود مانند نگاه کردن به یک صحنه زننده یا شنیدن ماجراى جنسى و حتى خیال بافى و به خاطر آوردن یک خاطره جنسى دچار انزال مى‌شوند. این بیمارى ناشى از تحریکهاى مکرر مرکز کنترل کننده احساسات جنسى است به گونه‌اى که آستانه تحریک آن کاهش پیدا کرده؛ یعنى اگر در یک فرد طبیعى تحریکهاى شدید و آن هم به مدت طولانى باعث انزال شود در این گونه افراد با حداقل تحریک انزال صورت مىگیرد.از این رو چنین افرادی می‌بایست از هرگونه دست ورزی و تحریک کردن اندام تناسلی و قرار گرفتن در محیط‌های تحریک زا اجتناب کنند؛ چرا که این دست ورزی و تحریک اندام و قرار گرفتن در محیط‌های تحریک زا، باخود انزال زود رس را به همراه دارد درنتیجه فرد باید دست از خودارضایی بردارد. امّا جهت درمان این بیمارى در درجه اول لازم است عامل به وجود آورنده آن کنار گذاشته شود و فرد گرفتار کمتر خود را در تیررس عوامل تحریک کننده قرار دهد. معمولا پس از چندین ماه که این دستور عملى گردد، مشکل برطرف مى‌شود در غیر این صورت باید به پزشک متخصص کلیه و مجارى ادرار مراجعه گردد تا راهنمایى لازم صورت گیرد.زدواج کنم اما خب خانواده به دلایلی که تو پستای قبلیم گذاشته بودن نذاشتند و بعد از اون گفت عمرا…
مدتی گذشت و آروم که شدم خواستگارارو با روی خوش راه میدادم اما خب تصمیم قطعی نبود و میگفتم حالا ببینم چی پیش میاد(آگاه نبودم)…. تا ۴ ماه پیش اوکی شدم باز شرایط یه طوری شد که، هم بدم نمیومدwink هم کیسای خوبی بودن اما خب من به قسمت ایمان دارم. (این حال، چندماه بیشتر نبود) تا الان چندهفته اس که واقعا میگم حیف من(فارق از هر دختر و پسری که پاک زندگی میکنن)و تمایلی برای ازدواج ندارم چراکه اطرافم چنان دختراو پسرای نازی بودن که اصلا بعد از ازدواج حالشون خوب نیس و من دلم کبابه واسه هممونcrying
و همین اتفاقات دلسردم کرده… واجتماع اگه دختری رو پسندیدید، ازطریق خانواده برای خواستگاری رسمی از ایشون اقدام کنید، خواستگاری سنتی هم اگه فرصت شناخت کافی برای خودتون درنظربگیرید روش خوبیه و میتونه موفق باشه
به حرف دوستاتون هم توجه نکنید مگه چقدرمیشه با صیغه و روابط دوستی خارج از نظام خانواده ، روزگار گذروند آدم احتیاج به یه زندگی باثبات و با آرامش داره، پس فقط به فکر ازدواج باشید،نگران عشق هم نباشید، عشق خودش دربستر ازدواج جاریست:-)
عاشقانه و شاد زندگی کنید
موفق باشیدخواستگار و تحت نظارت خانواده‌ها می‌توانید رابطه کنترل شده‌ای داشته باشیدو ازهمدیگر شناخت پیدا کنید؛ این کار پیامدهای سوء رابطه را به حداقل می‌رساند.قا من اصلا از شما خوشم نمیاد.
ولی سعی کن انقدر پشت سر هم ابراز علاقه نکنی به کسی تجربه ثابت کرده باید بعضی هارو گذاشت تو خماری تا کمبودت رو حس کنن اونوقت قدرت رو بیشتر میدونن.
تگی به طرزفکر خودتون داره
درمورد چهره هم باید ببینید که چهره برای شخص شما چقدر اولویت داره، اگه جز خانم های بصری هستید، به دل نشستن چهره طرف مقابلتون از اهمیت زیادی برخورداره ولی اگه مبنظر من اول از همه با خودتون کناربیاید ببینید میتونید این قضیه رو ندید بگیرید یا نه؟ اینکه بعدها وقتی دستشو گرفتید این حس که کس دیگه ای هم دست خانم رو گرفته ازارتون نمیده؟ اینکه تو روابط زناشویی تون تصور بودوقتی احساسی به قضیه صیغه موقت نگاه میکنم می بینم واقعا ثوابه ها چون اینطوری هم خودم ساپورت مالی میشم و هم اون بنده خدا آقاهه از شهوت سیراب میشه اما وقتی منطقی نگاه میکنم میشه حکایت همین پرسشگر عزیز. اصلا تموم اون پسرهای مجرد به دردنخور تن پرور فرار از زیربار مسولیت صیغه دوست که شرایط ازدواج مثل شغل، پس انداز یا مسکن و… رو ندارند نشسته اند توی خونه یا لب جوی آب دم در خونشون و نمیگن ما هیچی نداریم! هی میگن اوووی زمونه چه خراب شده!! آی دخترها پاک نیستن نمیشه بهشون اعتماد کرد! وای دخترها پرتوقع شده اند نمیشه خواستگاریشون رفت! از ازدواج می ترسیم!!
متاهلاشم که دیگه بدتر یا همگی توی این شبکه های اجتماعی درحال چرخیدن هستن و در جستجو و تکاپو برای پیداکردن دخترصیغه ای، اونایی هم که عضو نیستن تا موقعی که پول ندارند و فقیرند زن بیچاره شون به پاش و نداری اش میسوزه و میسازه و چشمتون روز بد نبینه همین که وضع مالیش خوب شد دستش به نون و نوا رسید دوست داره با صیغه موقت فرشته نجات بخش دخترا بشه و دست به چه کارهایی که نمیزنه تازه یادش میفته که ارضا نمیشده و… خاااااک عالم.
تجربه نداشتی تا حالا با این اقا بری سر قرار ببینتت فرار کنه بعدم جواب پیامهات رو نده یا دیگه بهش اصرار کنی که چرا رفتی و جواب تماسهام رو نمیدی بگه تو خیلی دختر زشت و بد فرم و قد کوتاه و بد تیپی هستی من اصلا ازت خوشم نیومد اونوقت جوری غرورت بشکنه که تا اخر عمرت قید شوهر رو بزنی وقتی خودت خواستگار داری مثل خانم ها بشین تو خونه زندگیت رو بکن.
تازه میگی از دوتا شهر مختلف هستین این یعنی اختلاف فرهنگی.
این اقا معلوم نیست کلاهبرداره یا خانوادش مشکل دارن یا خودش مشکل جسمی داره مثلا بری سر قرار ببینی پاهاش مشکل داره یا شش تا انگشت داره ….
وقتی علاقه قبلیت هم یه طرفه بوده پس معطلش نشو برو به همون خواستگارت برس.
لازم نیست شما این اقارو قانعشون کنین بگو من دخترم یه سنی برای ازدواج دارم میخوام با خواستگارم ازدواج کنم و خداحافظ شما و سیم کارتت رو عوض کن به همین راحتی.
شما به هم هیچ تعهدی ندارین که بخوای عذاب وجدان بگیری.
مشکل واقعی رو موقعی متوجه میشی که چند سال از بهترین سالهای عمرت رو پای این اقا بذاری اخرم بگه متاسفم ما نمیتونیم با هم ازدواج کنیم.
اگه شما مغازه دار باشی هیچ وقت نسیه به مشتری جنس میدی؟ اونم مشتری ای که خودش اومده نقدی بخره تو بهش اصرار نمیکنی که بیا جون من نسیه ببر کاسب خوب کاسبی هست که نقدی کار میکنه.
.
دقیقا اینطور ازدواج ها منو یاد کسایی میندازه که تو شهر بهشون دختر نمیدن میرن از یه روستا یا ده دختر میگیرن میارنش شهر دختره فکر میکنه الان چقدر سفید بخته بعد که وارد زندگی میشه حقایق رو میفهمه.
تا جایی که من متوجه شدم کسایی که خارج از کشورن همونجا ازدواج میکنن مگه اینکه یه مشکلی داشته باشن بخوان از ایران زن بگیرن.

اشتباه خودتون هم این بوده که دوره اشنایی و نامزدیتون کم بوده.
بعدم برام جالبه بدونم ایشون سنتی اومدن خواستگاریتون یا با هم دوست شده بودین.
شما هستن و یا اینکه نمیدونه چطوری به خانوادش بگه با شما اشنا شده یا با خودش درگیره که شمارو قبول کنه یا نه مثلا شاید از یه نظرهایی کامل باشین ولی یه ضعف هایی برای ازدواج داشته باشین که ازش بپرسین برطرفش کنید.
یه مورده دیگه هم اینه که بعضی از خانم ها زیر بار اختلاف سنی نمیرن که اونم راه حل داره باید به ایشون اطمینان بدین که از طرف شما خیالش راحت باشه تا بتونه راحت جواب مردم رو در این مورد بده.
کار کردن رو ایشون هم فایده نداره خانم ها منتظرن یه کلام بهشون بگین زن من میشی بیام خواستگاریت یا نه!!!! اینکه هی هزار تا سوال غیر مستقیم بپرسی فایده نداره باید خیلی واضح بگی. اگر هم واضح گفتی زن من میشی گفته نه که حرف زن یکی هست محاله نظرش عوض بشه.
هنوز الحمدلله نه من و نه فکر کنم هیچکدوم از دخترای کشورم اینقدا روشنفکر و منورالفکر نشدیم که دوسه سال با یه اقایی باشیم دل و قلوه بدیم بعدش هم بگیم اوووومشکل اینحاست زندایی بندن به طرز فکر پرسشگر حق می دم. ببین عزیزم تا چندسال ممکنه فکرت همینجوری بمونه و احساس نیاز به ازدواج در خودت پیدا نکنی اما عزیزم وقتی دوستان دور و برت ازدواج کردن و رفتن، برادر و خواهراتم ازدواج کردن و رفتن، در و همسایه و دوست و آشنات رفتن، والدینت پیر و سالخورده شدند کم کم احساس تنهایی به سراغت میاد و نه به خاطر هوس و شهوت بلکه به خاطر داشتن یک همراه که فقط درکت کنه و باهات باشه احساس نیاز به ازدواج پیدا می کنی که اون موقعه که مثل الان دیگه نمی تونی راحت اینجوری صحبت کنی و اصلا و ابدا به کچلی و کوری پسره اهمیت نخواهی داد و بیشتر به درونیاتش توجه خواهی کرد ک آیا میتونه تو رو درک کنه یا نه.
همه این چیرها که نوشتی و درسته و این پیام رو میرسونه که هنوز آمادگی پذیرفتن ازدواجو نداری و میخای فعلا با خودت و خدا خوش بگذرونی اما مواظب گذشت زمان باش خ خ خ زود میگذره و سوژه به دست مردمی که اکثرشون نادان و کم سواد هستن و دنبال پیگیری شوهرنکردنت بشن نده .
نمود دیگرمزاحم نشوید حالابایدچ کنیم ازتون کمک میخوام خانواده اش فقط حاضرنددخترشان راتهران کنارخودشان داشته باشن من میتونم کارکنم شرایط جورکنم علاقه بی حدواندازه بهم داریم من میخواهم خوخیلی مواظب با چون هنوز تو خانواده ها اختلاف سنی معکوس جا نیفتاده به خصوص تو شهرستان ها!!! البته گاهی پسرهای شهرستانی بهتر بلدن خانوادشون رو راضی کنن ولی اگه مطیع خانواده باشن تقریبا راضی کردن خانوادشون غیر ممکنه.
از نظر قرار گذاشتن بیرون که بهانه میاره یه دلیلش میتونه مشکل مالی باشه یعنی دلش میخواد با ماشین با شما بره بیرون یا یه رستوران خاصی مد نظرش هست که توان مالیش رو نداره البته ممکنه شما توقع زیادی نداشته باشی ولی شاید اگه اون ادم با فکری باشه اینطوری فکر کنه.
بدبینانه ترینش هم که بیرون نمیاد باهات اینه که کلا سرکار هستی.
اتفاقا یه دو تا قرار بیرون به شما خیلی کمک میکنه که درست تصمیم بگیرشما حدود دو سالی از من کوچکتری. من تجربه یک زندگی مشترکی رو دارم که از بیرون و ظاهر امر همه به به و چه چه می کنند و میگن خوش به حالش ولی واقعیت زندگیم رو فقط خودم میدونم. منم ۳۰ سالم بود که ازدواج کردم و توی اون دوره فکر می کردم اگه این خواستگارم بره دیگه باید تا اخر عمرم تنها باشم.افسوس که متاسفانه امثال من تو جامعه امروز ما کم نیستن و به خاطر جو مسموم جامعه و فشاری که از همه طرف روی دخترای ازدواج نکرده هست حاضر بودم به هر قیمتی ازدواج کنم. خواهر گلم تو و هر کدوم از دخترای این سرزمین که ازدواج نکردین، توی هر سن و سالی که هستین مهم نیست، قدر خودتونو بدونید از اصول خودتون کوتاه نیاین.به خدا اگه بی شوهری هست علتش اینه دخترامون توی جامعه امروز اونقدر مسئولیت پذیرو با جنم و با عرضه شدن که همسر هم تراز و به اصطلاح کفو خودشون پیدا نمیشه وگرنه اگر قرار باشه تنها شرط ازدواج مذکر بودن باشه که فت و فراوون ریخته…
اصلا اینکه حتما ازدواج کنی برات مهم نباشه اگر با یک فرد لایق ازدواج کردی که خداروشکر اگرنه هرگز به خاطر نگاه بد جامعه به دخترای مجرد سن بالا تن به هر ازدواجی نده. من این راه رو ۳-۴ سالی هست که رفتم و دارم اینو میگم.توروخدا زندگیتونو اتیش نزنید. تازه من کسی هستم که ظاهر زندگیم خوبه از بیرون همه می بینن که همسرم پزشکه و سالی چندبار سفر خارج و خونه بزرگ بالاشهر و ماشین خارجی. ولی به خدا ذره ای ارامش ندارم. من یه دختر همه فن حریف بودم که تحصیلاتم رو تا بالاترین مقطع ادامه دادم موقعیت اجتماعی و شغلی خوبی دارم همیشه در تکاپو و تلاش و شاگرد اول همه مقاطع تحصیلیم بودم اما الان تبدیل شدم به یه موجود افسرده که از خودم بدم میاد. هر روز بی احترامی و توهین از طرف همسرم و خانواده مثلا فرهنگیش.
اینا رو گفتم که از سرنوشت من درس عبرت بگیری. از خدا بخواه که اگر فرد لایق و خوبی قسمتت هست ازدواج کنی وگرنه یک زن شاد و پر انرژی که اختیار تصمیم گیری و برنامه ریزی برای زندگیشو داره و میتونه پیشرفت کنه و برای خودش زندگی کنه و لذت ببره به مراتب بهتر از زنانی امثال منه.
برات آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری دارم.اره ولی اینکه تواین مرحله راجب این مسایل صحبت بشه اونم با جزئیات اصلا جالب نیست:| من جای شمابودم خیلی جدی به ایشون دراینباره تذکر میدادم
امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
موفق باشید
ون از لحظه اول چهرش در هم بود , چیزی هم که سوال فرمودن مقدار دارایی و شغل و درآمد من بود frown
یه سویچم مدام توی دستش ازین دست به اون دست میشد ( مامان آقا پسر رو میگم ) خیلی هم ادعای خانواده موفق و برازنده و دارا رو داشتن این مادر و فرزند . جالبه همین خانواده مودب و موفق برای ما یه آب معدنی هم توی گرما خرداد ماه نخریدن sad موقع برگشت حتهمانطور که قبلا بارها گفته شد؛ اگر کسی واقعا قصد ازدواج با کسی را داشته باشد، بدون شک به صورت رسمی اقدام می‌کند و راه‌های دیگر را که ریسک بالایی دارد انتخاب نمی‌کند. بنابراین اینکه پسرعمه‌تان کماکان به صور مختلف به شما ابراز علاقه می‌کند بهتر است تحت تاثیر این ابراز علاقه‌ها قرار نگیرید و اگر واقعا بدنبال این هستید که از دستش خلاصی پیدا کنید بهتر است برای مدتی از خط خود استفاده نکرده و از خط دیگری استفاده کنید تا برای مدتی از مزاحمت‌های گاه و بیگاه ایشان راحت شوید و در نهایت او هم وقتی ببیند که هدیه‌اش به شما نه تنها تاثیری در شما نداشته بلکه باعث شده خطتان را هم عوض کنید به تدریج متوجه می‌شود که باید بیخیال شما شود.امّا اینکه کماکان از خط قبلی استفاده می‌کنید چه بسا این تصور در ذهن پسرعمه‌تان بیاید که شما از او بدتان هم نمی‌آید و علاقه‌ای هم به او دارید لذا هرگونه تلاشی می‌کند که نظر شما را جلب کند که باز هم باید یکبار دیگر عرض می‌کنم که اگر کسی قصد خیری داشته باشد می‌داند که باید از راهش وارد شود نه از بی راهه.به امید موفقیت
یکنم نامزدت خط قرمز تو زندگیش نداشته یعنی شما همیشه باید میترسیدی خب حالا چه حرفایی بینشون رد و بدل میشه حد و حدود تو زندگی ادما خیلی مهمه یعنی وقتی دور از همسرت باشی بهش اعتماد داشته باشی . ارتباطات آزاد و بدون قید با جنس مخالف در دین ماهم نهی شده اگر از جنبه ی دینی هم به قضیه نگاه نکنی حس من تنها چیزی که میدونم اینه کاری کنی که مثل الان نیای بگی کاش ۲۴ سالگی یه فکری میکردم. من تو همین ۲۴ سالگیم و همین تردیدهای تورو دارم. روز به روز تمایلم کمتر میشه نمیدونم چکارش کنم. اصلا تعجب کردم تو این سن همچین دغدغه ای داشته باشی به نظرم پسرها تو سن تو در این مورد یه جوابی واس خودشون دارن و معمولا اگه این مسئله کم اهمیت نباشه دغدغه هم نیست چون فکر میکنم تو این سن یا راه دوستی رو در پیش گرفتن یا کلا بیخیال شدن. اگه بری سمت دختر یه عوارض داره اگر هم نری یه عوارض دیگه. الان بری ممکنه تو چاله بیفتی که البته بعدا هم این خطر هست فرقش اینه بعدا ریسکش کمتره چون همه چی تمومی . اگه الان نری و بذاری واس بعد افسردگی الانت رو میخای چکار کنی؟ به پسرای الان نمیشه اعتماد کرد والا اگه با یکی دوست بشی و به پاش بمونی به نظرم راه اشتباهی نرفته باشی(اخروی رو کار ندارم فقط دنیوی رو گفتم). البته معمولا پسرها بعدا توجیهات باصطلاح معقولی واس خودشون پیدا میکنن از شر اون دختری که نمیخوان خلاص بشن پس باید الان خیلی خوب سبک سنگین کرد که بعدا با این توجیهات سر خودتو شیره نمالی.ابام میشم…همش میخوان یجوری من رو خوش حال کنن…سلام علیکم، علت خاصی نداشت، شاید تنها دلیلش این بود که احساس کردم مردی لایق است و می توانم از پس این زندگی بر بیایم و شرط خاصی نداشتم، او ابتدا دلیلشرا از این ازدواج مسایل جنسی بیان کرد و همچنین تمایلش برای داشتن فرزندان بیشتر.
در نزدیکی خانه همسر اولش برای من خانه ای اجاره کرده، وقتی پیش منه، یک شب در میان پیشمه البته گاهی اوقات بیشتر میشه، اما ناراحتی بیشتر من اینه که وقتی پیشمه خانواده اش به نوبت باهاش تماس می گیرند و صحبت می کنند
در ضمن گفتم مسئله تنهایی و مشکلات مالی هم مرا رنج میده!
تو هم میکشی برای همین نگران نباش هر دو به یه اندازه عذاب میکشید ولی خیلی سخته عذاب وجدان هم نداره سعی کن به چیزهای خوب برای اینده ات فکر کنی.
ن پورد شغل به دخترها حق میدید البته بازم ازنظرمن توابنجور مواقع، موندن تو دوران عقد تا بهترشدن شرایط شغلی و مالی پسر میتونه مشکل رو حل کنه ولی خب شماهم فکرنکنید دختری که به خاطر شغل به شما جواب منفی میده، شمارو به خاطر پولتون میخواد، اینطورنیست اون فقط نگران آینده ست که چطوربدون پول زندگی کنه، اینجوروقتا اطمینان بخشی پسر میتونه به دختر اعتماد بده تا شرایط رو.بپذیره تا اوضاع بهتربشه
ولی درکل ازنظرمن باتوجه به اوضاع بد کاری واقتصادی حاکم بر جامعه واقعا دخترها و خانواده هاشون باید واقع بین باشن و تواین زمینه سختگیری نکنن، اگه همه جووببین همه دخترایی که مجرد مونده اند به خاطر سختگیری های بی مورد ازدواج نکرده اند وگرنه دلیل خاصی نداشته. هر چه موقعیت دختر بالاتر بره ازدواج کردنش سخت تر میشه چون هم اندازه و در قد و قواره اون پیدا نمیشه. همین حالا مسئله تناسب اعتقادی از مهترین مسائله که به هیچ وجه نمیشه ازش گذشت؛ چون احتمال اینکه با چنین شرایطی زندگی با چالش های جدی مواجه بشه خیلی زیاده و برای همین به هیچ وجه ارزش ریسک کردن نداره. البته این در صورتیه که اختلاف شما در زمینه اعتقادی خیلی شدید باشه؛ اما اگه این اختلافات جزئی و مثلا در حد ۲۰-۳۰ درصد باشه شاید بشه با صحبت و توافق حلش کرد که البته ضمانتی برای تداومش وجود نداره. با این حال در مورد احتمال تغییر باید گفت: هر چند احتمال این وجود داره که ایشون تغییر کنه؛ اما به همون میزان و بلکه بیشتر از این، احتمالش هست که تغییر نکنه؛ حتی اگه طی جلسات خواستگاری و اشنایی قول به تغییر بده.بنابراین شما برای اینکه بتونی تصمیم بگیری، بهترین کار اینه که عشق و علاقه رو کنار بزاری و ایشون رو با همین شرایطی که داره مورد بررسی قرار بدی. اگه دیدی با همین شرایطی که الان داره می تونی قبولش کنی، می تونین با هم ازدواج کنین؛ چون اگه احیانا ایشون تغییر نکرد، شما از قبل خودت رو آماده کردی و مشکل ناسازگاری پیش نمیاد. اما اگه دیدی نمی تونی با این شرایط کنار بیای، بهتره همین الان فکرش رو از سرت بیرون کنی و به فکر ازدواج با یکی دیگه باشی. خیلی هم نگران این نباش که نتونی فراموشش کنی. با پیدا کردن یه مورد مناسب توسط خانواده که از لحاظ های مختلف با شما تناسب داشته باشه، کم کم عشق و علاقه جدید در شما ایجاد خواهد شد و باعث کم رنگ شدن و از بین رفتن عشق قبلی میشه.
به نظرم به این خانوم حق بدین چون ازدواج به اندازه کافی برای دخترها استرس داره که میخوان وارد یه دنیای جدید بشن و از خانوادشون جدا بشن حتی اگه همسایه دیوار به دیوار ماماناینکه گفتید طلا، مهریه و جهیزیه حق همسرتونه عرض کنم جهیزیه . مهریه بله حق همسر می باشد اما طلا جزه نظر من شما باید بری خدارو شکر کنی که از دست همچین جونوری خلاص شدی وقتی این اقا همچین حرفی بهت زده و گفته حالا با هم باشیم یعنی از اول هم نیتش ازدواج نبوده حتی اگه بهترین دختر هم میرفت سر قرار باهاش باز هم نیت ایشون فقط سواستفاده جنسی بوده بازم شکر خدا که به این واضحی گفت حالا اگه یه ادم عوضی تر از این اقا بود میگفت به به چه دختر خوشگلی و … بعدم کارش رو که میکرد میرفت دنبال کارش و بی ابروییش برای تو میموند.
مطمئن باش مشابه این اتفاق ها برای همه دخترها تو طول دوران مجردیشون اتفاق میفته که ادم هر وقت یادش میاد میشینه حرص میخوره انقدر بعضی از پسرها اعتماد به سقف دارن که نگو مورد بوده شبیه قاتل بروسلی بوده و قد کوتاه و صورت جوش جوشی و هیکل گنده عاشق بهترین دختر دانشگاه شده تازه صد تا شرط هم میخواسته واسه دختره بذاره البته دختره تا صد سال هم بهش نگاه نمیکردها ولی بعضی از اقایون کلا تخیلشون خوبه و با همین اعتماد بنفس زنده اند. کم پیدا میشه مردی واقع بین باشه.
بعدم یادت باشه وقتی یه چیز تلخ میخوری اگه صد تا لیوان هم اب بخوری فایده نداره باید یه چیز شیرین بخوری تا اون تلخی از بین بره.
به نظرم باید یه تجربه جدید داشته باشی و این دفعه هم سعی کن انتقادت رو به مردم بکنی.
مطمئن باش اون اقا چوب کارش رو میخوره و تو اولین دختری نبودی که باهاش این کار رو کرده ولی بالاخره یکی از همین دخترها انتقام همه دخترهای دیگه رو ازش میگیره به عدالت خدا هیچوقت ک نکن.
به هر حال با دقت بیشتر فکر کنید و توانایی های خودتان را در نظر بگیرید،ببنید آیا واقعا به دور از احساس و علاقه،توانایی تحمل مشکل رفتاری زن دایی برایتان امکان پذیر است؟!تصمیم به وصلت بگیرید،در غیر این صورت منصرف شوید.

از خانواده و موقعیت آنها خوب تحقیق کنید.
به خصوصیات اخلاقی دختره و تناسب آن با خودتان خوب فکر کنید(اگر تناسب آنچنانی نیست،اقدام نکنید و رابطه را قطع کنید)موفق و موید باشید
کنم و بعد یه ذره ابغوره میگیری که من تو رو خیلی دوست دارم ها ولی متاسفم که خانواده راضی نمیشن اینطوری کمتر بهش بر میخوره.
به منت کشیش هم اهمیت ندین که راحت تر بتونید فراموشش کنید زندگیز اعتماد شما به گروه مشاوران‌”رهروان ولایت”‌متشکریم. انشاءالله منشاء خیر ‌و‌ سعادت برای شما باشیم.
اصل اولیه و ملاک اصلی در ازدواج این است که طرفین موافق ازدواج و تمایل و اشتیاق به همدیگر داشته باشند تا بتوانند بنیان زندگی را مستحکم کنند. طالب بودن مرد بسیار مهم است؛ ولی در صورتی که طرفِ مقابل تمایلی نداشته باشد، قطعاً بعد از مدتی با مشکل اساسی روبرو خواهید شد.شما به عنوان مرد، خواستگار و طالب، بیش از وظیفه عمل کرده‌اید و بیشتر از این به صلاح نیست. البته شاید واقعاً دلیل قانع کننده داشته باشد و صلاح نمی‌داند به شما بگوید و مثلاً همان طور که گفته -به هیچ مردی علاقه ندارد به جز پدر و برادرش- شاید اصلاً شما را دوست ندارد و در رودربایستی مانده است و نمی خواهد مستقیم بگوید که احیاناً شما دل شکسته شوید. احتمال دارد که دچار بدبینی و سوء ظن نسبوقتی آینده ی شغلی خوبی دارن و تحصیلاتشون هم خوبه که دیگه نباید نگران اوضاع مالیشون باشین، چون در آینده ی نزدیک به شرایط مالی خوب میرسن.
از لحاظ قیافه هم باید خدمتتون عرض کنم، خوش چهره ترین پسر دنیا هم که بیاد خواستگاری خانوما انقدر ریز بین هستن که بالاخره یه ایرادی ازش میگیرن. خیلی کم پیش میاد چهره ی یه آقایی تو خواستگاری به دلتون بشینه، با گذشت زمان، براتون عادی میشه.(چون به اندازه ی کافی جذب خصوصیات اخلاقیش شدین)
موفق باشید.
وز تو جامعه هستن که به چادریها احترام بیشتری میزارن.شما با این فکر و عملت داری سوءظن تو جامعه رو بیشتر میکنی…دیگه آقایون به هیچکس نمیتونن اعتماد کنن..همین الان با یه درصد بسیار بالا تمام دخترها رو اهل روابط قبل ازدواج میدونن، به نظرت تقصیر کیه؟
بین همین دوستان سایت کلی دکتر و پزشک و مهندس داریم، شما چنددفعه نکه دختر خونسردی هستی در مورد این موضوع خیلی خوبه یه دخترهایی چراغ سبز رو یه سره روشن نگه میدامن از اون خانم جدا شدم ولی همیشه دوستش داشتم و خیلی با هم دوست بودیم ولی متاسفانه اون با دروغ اومد بود جلو و متاسفانه تر اینکه مدام دروغ میگفت و من نمیتونستم با یک آدم دروغگو ادامه بدم چون مدام درگیر اینمام عرایضتون اوکیه… اما در رابطه با جمله اخر: من از ۱ سال پیش (تمام دخترای هم سن و سالم و به طور کل همه دخترای فامیل مزدوج شدن) قید نه تنها حرف بلکه نگاه همه آدمایی که دنبال سوژه واسه گذران اوقاتشون هستنو، زدم
کاملا با احترام به تک تک افراد اینچنین گفتم: هرکسی حد خودشو بدونه زندگیا قشنگتره:))
هیچچی دیگه گاهی با یک نگاه پراز حرف من یا با سکوتم دستشون اومده و نگاهشونو از نیش زدن به زندگیم کوتاه کردن…
من خوشحالم که حرف هیچ بشری نمیتونه زندگیمو تحت الشعاع منفی قرار بده
اولش بی نهایت سخت بود و مدام اشک و اعصاب خوردی اما با تمرین تونستم و الان دنیا هم جمع بشنو بسیج پیگیری شوهرنکردنو … بشن یه تنه حریفم چون پشتم به خدایی گرمه که نگاهش رو تموم لحظه هامه و این قدرتمندم میکنه:))
یا حقسفانه خوب مشاوره نمیدن.
و اینکه خیلی بر اساس ظاهر آدمها و موقعیتهاشون تصمیم نگیر همسرم من هیچ کس یک درصد هم نمیتونست احتمال بده که قبلا رابطه نامشروع داشته چون هم از حجاب خیلی خوبی برخوردار بود و هم موقعیت تحصیلیش به گونه ای بود که نمیشد حدس بد دربارش زد و خیلیها به من و انتخابم احسن میگفتن.
باور کن من هنوزم اون دوست دارم و دلم براش تنگ شده ولی اون جهنمی که اون برام ساخته بود داشت من نابود میکرد. و دیگه نمیخام به اون وضعیت برگردم.
این نکته را هم در نظر بگیر مورد تو بکارت نداشته و تا حدودی مجبور بوده که به تو بگه هرچند میتونسته ترمیم کن ولی باز هم امکان تشخیصش توسط متخصص بوده خیلی مهم بفهمی که هرزگی نکرده چون رابطه جنسی زمانی که تجربهش آدم پیدا کن خیلی سختر میشه کنترل کردنش.
ولی من به یه موضوع خیلی اعتقاد دارم اینکه شما هنوز امادگی ازدواج نداری تا موقعی که ادم این حس رو داره نباید ازدواج کنه تا اینکه حس کنه یه کمبودی داره تو زندگیش اون موقع خیلی ازدواج موفق تری داری تا الان بخوای بدون شناخت و دلیل ازدواج کنی.
همین که میگی دوست و رفیق زیاد دارم خیلی عالی هست برای تجربه کسب کردن فقط مواظب باش منم خیلی دوست و ر فیق زیاد داشتم خیلی تجربه کسب کردم ولی فهمیدم که همشون فقط برای منافعشون با من دوست بودن و وقتی جلوشون وایستادم خود واقعیشون رو نشون دادن واقعا خیلی مواظب مردم باش انقدر انرژی بد به ادم میدن که حد نداره همین که شمارو از ازدواج منصرف میکنن یعنی اینکه ادمهای بخیلی هستن.
ز سوی جامعه و مردهاست..امان از روزی که شما آقایون با همسرتون اختلاف پیدا کنین…دیگه راه، کلک، انگ، و غیره تو دنیا نیست که بخواهین برین تا حق نفقه و مهریه زنو ندین…که اکثرا هم در ندادن مهریه موفق هستینر مورد عصبانیت و کنترل خشم هست، مطالعه کند.(یا شما آماده کنید و در اختیار او بگذارید،یا با هم بخوانید)
به جای غرور و منم منم گفتن،یاد بدهید تواضع و ادب را جایگزین کند،چرا که هم خدا دوست دارد و هم خلق الله(چون یکی از منشا عصبانیت غرور و منم منم گفتن است)
از دوستان بددهن و عصبی او را حتما جدا کنید.شکل عدم هماهنگی شما و خانواده برای رسیدن به نقطه مشترک است.مطمئن باشید به این منوال اگر بگذرد همه فرصت های شما سوخت خواهدشد. آمدن خواستگاری بعد از این خواستگار را احدی نمیتواند تضمین دهد . هیچکس نمیتواند بگوید این را رد کن بهتر خواهد آمدلذا ابتدا با خانواده یک صحبتی بشود که به محض آمدن خواستگار به او اجازه دهیم رسما حاضر شود تا نیاز نباشد شما به عنوان ارباب رجوع بروید یا اینکه هر کسی جداگانه درمورباز خوبه شما میدونی برا چی مجردی!کاش همه مشکلات مسائل مالی بود.
من نه مشکل مالی دارم نه اعتقادی و اخلاقی.کار خوب و خونه وماشین و خانواده معتقد و پدریچن وقت پیش میگفت شیطون سعی میکنه آدما رو همیشه تو دو حالت نگه داره: ناامیدی و غرور
این دوتا حالت اساس و منشا گناه هستن تو خیلی موارد..برادرمن! دور شدنتون از دوستانی که ارشون خیلی چیزای خوب رو یاد گرفته بودید یه امتحانه برا شما
امتحانی که خیلی سخته. سخت از این جهت که الانه که باید نشون بدید چند مرده حلاجید اینکه اون چیزایی که در کنار دوستاتون یاد گرفتید و باهاش ارامش رو درک کردید صرفا یه هیجان بوده یا نه درونی شده درتون
مرحله سختی رو دارید میگذرونید اما بدونید اگه بتونید خودتونو حفظ کنید و همین الان در همین لحظه از ادامه گناه دوری کنید و ناامید از درگاه خدا نباشید ثمره اش رو هم الان و هم تو زندگی ایندتون میتونید ببینید
این عذاب وجدان بعد گناه رو دست کم نگیرید خدا رو شکر کنید که اینقد غرق نشدید که به مرز بی تفاوتی برسید و بعد از اون نعوذ بالله به انکار خدا ! برگردید سمت خدا بگید خدایا اشتباه کردم از سر ندونستن بود و نادونی نه عناد و دشمنی
شاید حرفام خیلی کلیشه ای باشه براتون و بگید اینا که نمیدونن من دارم چی میکشم منم یه جوونم تو سن و سال شما و مشکلاتی از نوعی دیگه
زندگی ذاتش با غمه اینکه فکر کنیم یه روزی میاد که زندگیمون بی مشکل باشه یه فکر اشتباهیه برادرمن
نیاز به ازدواج دارید این حقتونه که ازدواج کنید شما یه تکون به خودتون بدید خدا برکت یمندازه تو این حرکتتون..
یه کار نیمه وقت رو پیدا کنید کم کم شرایطتونو مهیا کنید تو دانشگاهتون هم بسپارید براتون مورد خوب اگه بود معرفی کنن
برادرم خدا مهربونترینه نسبت به ما..خدا مسبب الاسبابه بخودش قسم هوامونو ننشستند لذا باید همون اول به این مسئله پایان می دادید اما اشتباه کرده و ادامه داده اید لیکن جلو ضرر را از هر کجا بگیره خیر و منفعت می باشد شما باید ارتباطت را با وی قطع کنید ان هم به یکباره، اصلا پاسخش را نده و کاملا رابطه را قطع کن به تهدیداتش گوش نکن چون وی نمی تونه کاری بکنه و با پیام چیزی اثبات نمیشه نهایت اینه که خودش هم پاش گیره و با حرفهای احساسی شما را به انحراف کشانده است لذا نگران پیام نباشید و قطع ارتباط کنیدنم حرف میزدم تا تکلیفمم معلوم شه و تو فصل امتحانات نمراتمو درخشان ننمایم
با تشکر از بذل توجه شما ( اینم به توصیه اقای امیر مهدی) باشین ببینین اون اختلافاتی که گفتین واسه شما قابل تحمل هست یا نه. اگه نبود شمام غمت کمتر میشه چون رسیدی به اینکه نمیتونی باهاش باشی. البته کاش اختلافاتتون رو بیشتر توضیح میدادین.موفق بافقط بگم خانمهای شبیه شما که ازدواج رو رها کردن به هوای اینکه موفقیت در زندگی بدست بیارن و کار و تحصیل و این چیزا الان به افسردگی رسیدن …. تازه افرادی که خیلی ادعاشون میشد و به تنهایی و استقلال صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ها صورت مى‏پذیرد( و نظر قاطبه مراجع بر این هست که باید اذن پدر وجود داشته باشه)
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده( ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه کمتر نیست) نگه داردیعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند ؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.
۷. اعتبار زن در زنا از بین می رود واو به موجودی بی ارزش ودر دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است
۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است
۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است
۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد
۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بنابرای, متعه (صیغه ) با زنا فرق های اساسی دارد. چون در زنا نه عده ای وجود دارد و نه از نظر شرعی طرفین حقی بر گردن هم دارند و نیز اگر فرزندی از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نیز نمی برد. ولی متعه در حقیقت یک نوع ازدواج محدود است و دارای ضوابط و حقوق مشخص شده برای زوجین است . هم چنین در زمان عقد و یا عده , زن حق هیچ گونه مباشرتی یا ازدواج با شخص دیگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم دارای عده – تعیین مهریه – اجرای عقد و صیغه – اذن پدر در صورت باکره بودن و بسیاری از شرایط دیگر است و حکم فرزندان متولد از این ازدواج نیز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود می باشد. یگفت آبجیام هرجور باشن به تو ربط نداره و من شوهرتم همچین اجازه ای بهت نمیدم و حق نداری بجز من با پسری حرف بزنی.میگفتم خب لامصب دیوونم کردی اگه کار بدی ه که به من اجازه نمیدی چرا خودت و آبجیات انجام میدین و من همش باید ققط تماشاتون کنم؟ باز هیچی نمیگفت و میپیچوند!نمیشه ملاک. تو ازدواج یکی از مهمترین فاکتورها با توجه به فرهنگ ما اینه قطعا و منم تو این فرهنگم که نگرانم.رفت و آمد ها باید کنترل شده باشد. به این معنی که اگر قرار است با هر بار رفتن و یا امدن یک تنش ایجاد شود باید ابتدا تعداد تردد ها را کم کرد تا زمانی که به یک راه حل مناسبی دست پیدا کنیم.پس شما سعی کنید کمتر با خانواده تان ملاقات خانوادگی داشته باشید و از انجایی که بحث صله رحم هم نباید ترک شود بهتر است به همسرتان پیشنهاد دهید که تا جایی که امکان دارد شما به تنهایی به دیدن والدین و خانواده بروید.اگر مشکلی وجود دارد قبل از اینکه همسرتان به آن بپردازد خود شما ان را بیان کنید یعنی اولا دفاع نکنید از رفتار بد خانواه تان.اگر می‌خواهید این تنش ها و اعتراضات همسرتان کمتر شود اورا به صبور بودن ستایش کنید و ایشان را یک شخصیت ساخته نظر می رسد شما باید بررسی کنید و بببنید که آیا خانواده شما به این وصلت راضی هستند؟
آیا شما خودتان با خانواده آنها می توانید زندگی کنید؟(از آنجایی که از مادر پسره خوشتون نمی آید)
آیا صلاحیت های لازم را این آقا پسر دارد؟(صرف دوست داشتن نمی تواند مبنای مثلا شما میخواستی کنکور بدی باید درس میخوندی و وقت میذاشتی تا به هدفت برسی برای ازدواج هم باید هدف مشخص کنی و ناامید نباشی من یکی دو تا اقا دیدم همسنهای شما هیچی نداشتن برای ازدواج حتی طرف پدرش هم فوت شده بود و مادرش هم ازدواج کرده بود و هیهدایت هر کس به سود خود و ضلالتش علیه خود است (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏)]
و معنایش این است که عمل چه نیک باشد و چه بد، ملازم و دنبال صاحبگذشتفارغ از اینکه خودارضایی چه پیامد و عواقبی بدنبال دارد(مطمئنا از عواقب و خطرات ادامه این روند آگاهی دارید) متاسفانه این تنها شما نیستید که گرفتار این بیماری و گناه شده‌اید؛ بلکه عدّه‌ی قابل توجه‌ای از جوانان در پی محیط نامناسب(محیط‌های تحریک زا) و تاخیر در ازدواج و … گرفتار این مشکل می‌شوند که به نسبت شدت آن، آثار روحی و روانی خود را هم بدنبال دارد.امّا ذکر چند نکته برای رهایی از این مشکل و درخاک بر سر اون مرد متاهل بدبخت کنم که شمای ساده رو فریب داده مثل گودزیلاهای دیگه بهت گفته بیا برای اینکه گناه نکنیم بهم دیگه محرم بشیم تا با همدیگه راحت باشیم. کلی بهت محبت کرده تا در نهایت مجبور شدی جسمتو هم دو دستی تقدیمش کنی !
به پاکی همه پسرا شک دارم. واقعا چرا خدا به پسرها پرده بکارت نداده الله علم تا موقع ازدواج دستشونو بگیریم ببریم دکتر ببینیم نو هستند یا دست دوم و چرا پسرها اعم از پاک و ناپاک همه چیز دخترو خلاصه کرده توی پرده بکارتش! تحقیر زن جماعت دیگه تا چه حد آخع
مرگ بر همه گودزیلاهای کثیف هوس باز مدافع حقوق بشر صیغه موقت باد که دختر مردمو بدبخت میکنن و انگار نه انگار ! بفرمایید اینم یکی از نتایج گودزیلای صیغه باز

برچسب: ،،،
ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)

سایت همسریابی ایرانی داریم؟

شهریور ۱۱م, ۱۳۹۴


سایت همسریابی آذربایجان شرقی

همسریابی استان آذربایجان غربی

سایت همسریابی اردبیــل

سایت همسریابی استان اصفهـان

همسریابی استان ایــلام

همسریابی بوشـهر

سایت همسریابی تهـران

سایت همسریابی استان چهار محال و بختیاری

سایت همسریابی استان خراسان شمالی

سایت همسریابی خراسان رضوی

استان خراسان جنوبی

همسریابی خوزستان

سایت همسریابی زنجــان

سایت همسریابی استان سـمنـان

سایت همسریابی سیستان و بلوچستان

سایت همسریابی استان فــارس

سایت همسریابی قـزوین

سایت همسریابی استان قـــم

سایت همسریابی کردستان

سایت همسریابی استان کرمان

سایت همسریابی کرمانشاه

همسریابی استان کهگیلویه و بویر احمد

سایت همسریابی گلسـتان

سایت همسریابی استان گیـلان

سایت همسریابی لرستان

سایت همسریابی استان مازندران

همسریابی استان مرکـزی

همسریابی استان هرمزگان

سایت همسریابی همـدان

سایت همسریابی استان یـــزد


سایت همسریابی

همسریابی

سایت شیدایی

همسریابی شیدایی

شیدایی

ازدواج

ازدواج موقت

صیغه

سایت

سایت ازدواج

بهترین سایت همسریابی

بهترین سایت ازدواج

سایت همسریابی شیدایی

همسریابی موقت

همسریابی دوهمدم

همسریابی طوبی

همسریابی رایگان

بهترین همسر

برچسب: ،،،
ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)

سلام دنیا!

شهریور ۱۱م, ۱۳۹۴

به نام خدا

به سرویس وبلاگدهی نت سایت خوش آمدید.

این نخستین نوشته‌‌ی وبلاگ شماست . به این وسیله پیوستن شما به خانواده نت سایت را خیر مقدم عرض می کنیم. شما می‌توانید آن‌ را ویرایش یا پاک کنید و پس از آن وبلاگ نویسی را آغاز کنید!

برای آشنایی بیشتر و نحوه استفاده از امکانات سایت به آموزشگاه نت سایت مراجعه فرمائید.. …

مدیریت گروه نت سایت

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۱)